کفراکبر و کفراصغر دربیان قرآن و حدیث

کفر اکبر وکفر اصغر در بیان قرآن  وحدیث

گاه درقرآن وحدیث منظورازکفر،  کفراکبراست که دراحکام دنیوی موجب خروج از اسلام، ودرآخرت موجب جاودان ماندن درآتش دوزخش میگردد.

وگاه مراد از کفر،  کفر اصغراست که متضمن وعید وعذاب برای مرتکب آن است، ولی نه چنان عذابی که متضمن خلود درجهنم باشد وبه دلیل گناهی که کرده ازدین اسلام خارج نخواهد شد؛ بلکه تنهاموصوف به فسق ونافرمانی خداوند (ج) می شود.

کفربه معنای اول: کفری است مبنی برعدم پذ یرش وانکارآگاهانه نسبت به آنچه محمد(ص) بخاطرآن مبعوث شده است، خواه تمامی آنچه را ایشان آورده ا ند منکرگردد، یابعضی ازآن را، اگرآنها ازضروریات دین  باشند بشمارآید.

کفربه معنای دوم: این نوع کفر، شامل گناهانی است که در بردارنده مخالفت  ا مر یانهی صریح خداوند متعال باشد.

درمورد این نوع کفر، احادیث زیاد وارد شده اند، ازجمله:

1(من حلف بغیرالله فقدکفر- یا : اشرک) « اگرکسی به غیر خدا قسم  یاد کند مشرک شده است.»

2( لاترغبوا عن آبائکم  فمن رغب عن ابیه فهو کافر ) « ازپدرانتان  رویگردان نشوید، که هرکس ازپدرش روی گردان شود، کافراست. »

3( سباب المسلم فسوق وقتاله کفر ) « دشنام دادن به مسلمان موجب فسق، وستیز بامسلمان موجب کفراست.»

4( من قال لاخیه یاکافرفقد باء بها احدهما ) «هرکس به برادر مومنش بگوید کافر! یکی از آن دو کافرمیشوند.»

کفرکه درین نصوص وامثال آن بیان شده است، چنان کفری نیست که مرتکب آن را ازدین اسلام خارج سازد، دلایل دیگری درین زمینه وجود دارد، ازجمله آنکه اصحاب کرام (رض) بایکدیگر به جنگ وقتال می پرداختند، بدون اینکه یک دیگررا کافر بدانند، وازامیرالمومنین علی بن ابی طالب (رض) به طور قطع روایت شده است که ایشان کسانی را که درنبرد « جمل » یا «صفین» با او به جنگ پرداختند، کافربه حساب نمی آورد بلکه آنان را «باغی»، یعنی تجاوزگر، قلمداد مینمود. چنانکه درحدیث صحیح ازحضرت رسول (ص) روایت شده است که عمار(رض) فرمود:


ادامه نوشته

مفهوم شناسي انقلاب و اصلاحات

  
مفهوم شناسي انقلاب و اصلاحات

● انقلاب

انقلاب در لغت به معناي درآمدن از صورتي به صورت ديگر و دگرگون شدن است و در اصطلاح به دگرگوني بنيادي درنظام اجتماعي، سياسي،فرهنگي و اقتصادي در يك جامعه اطلاق مي شود.
هرگاه تحت تاثير نيروهاي معمولاً متشكل و برتر از نيروهاي حافظ وضع موجود يك تغيير ناگهاني در نظم اجتماعي، نهادي و سياسي مستقرو نه صرفاً جابجايي افراد صورت گيرد، مي گويند انقلاب رخ داده است. از اين ديدگاه، انقلابي، يعني كسي كه با نظم مستقر مخالف است و قوانين و مقررات حاكم را برحق و مشروع نمي داند و درصدد درهم شكستن نظام قانوني است و درصورت لزوم مي خواهد نظام و حقانيت جديدي را جانشين نظام موجود بنمايد.
● اصلاحات
اصلاحات يا رفرماسيون نوعي تغيير اجتماعي جهت داراست كه كارگزاران اجتماعي صورت مي دهند.رويكردهاي مختلفي به اصلاحات وجود دارد.
● اصلاحات با رويكرد ليبراليسم
اصلاحات در تفكر ليبراليستي، هم به عنوان يك هدف است و هم يك روش رسيدن به هدف معني مي گردد اصلاحات در واقع، هم، نوعي غايت يعني مدرن شدن و هم نوعي روش براي رسيدن به هدف به معناي حركت تدريجي و غيرانقلابي و نوعي مهندسي، اجتماعي است.در انديشه ليبراليستي غرب، اصلاحات نام جنبش مذهبي اي است كه در كليساي غربي و درقرن شانزدهم بناي آن گذارده شد و درنهايت درقالب پروتستانيزم توانست به تاسيس گونه اي ديگر از كليساي مسيحي درغرب منجر شود. لذا اين انديشه هدف اوليه خود را اصلاح مذهبي و نيل به روح واقعي حاكم بر دين مسيحيت معرفي مي نمودند. اين جنبش اگر چه سرآغازي مذهبي داشت ليكن به سرعت گسترش يافته، درابعاد اقتصادي، اجتماعي وسياسي تاثيرات شگرفي برجا گذاشت.رفرماسيون به مثابه يك جنبش دربستري روئيدكه از جهت فلسفي به اومانيسم و اصالت بخشي به انسان معروف است.لوتر مهم ترين تئوريسين اصلاحات مذهبي تا آخرين لحظات عمر خود به نوشتن ، گفتن و آموزش دادن اصول رفرماسيون مشغول بود.ماكس وبر جامعه شناس بزرگ آلماني و بنيانگذار مكتب بوروكراسي پيدايش انديشه عقلاني در اقتصاد را كه جوامع مدرن را ساخت برخاسته از پروتستانيزم مي داند.از ديدگاه وبر، مهم ترين عامل در گزينش سرمايه داري كه موثرترين عامل پيشرفت جوامع غربي است را تحول فرهنگي در اين جوامع و اصلاحات مذهبي مي داند.مكتب مدرنيزاسيون، شكل گرفته از تفكر رفرماسيون بوده و به راهكارهاي نوسازي و اصلاحات درجهان سوم مي پردازد.

ادامه نوشته

دروصف والدین

دروصف والدین

 

مادرم شبنم گلبرگ حيات

پدرم عطر گل ياس بقاست

مادرم وسعت دريای گذشت

پدرم ساحل زيبای لقاست

مادرم آئينه حجب و حيا

پدرم جلوه ايمان و رضاست

مادرم سنگ صبور دل ما 

پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم شهر اميداست و هنر 

پدرم حاکم پيمان و وفاست

مادرم باغ خزان ديده دهر

پدرم برسرما مرغ هماست

مادرم موی سپيد کرده زحزن

پدرم نقش همه خاطره هاست

مادرم کوه وقار است و کمال

پدرم چشمه جوشان عطاست

 

نقش جوانان دربیداری اسلامی



نقش جوانان دربیداری اسلامی


موج فزاینده بیداری اسلامى ، شرق و غرب جهان اسلام را به جنب و جوش درآورده و احساس هویت و شخصیت را در ملت ها باز آفریده است . این بیداری و تحولات انقلابیِ حاصل از آن ، حاکی از احیا و بازگشت ملت های اسلامی به هویت و تمدن فراموش شده خود است . حدود یک سال از آغاز خیزش های مردمی در کشورهایی نظیر مصر ، تونس ، لیبی ، یمن ، بحرین و ... می گذرد . در این مدت از طریق رسانه ها همواره چهره هایی مصمم ، جوان و مقاوم را نظاره گر بوده ایم که هر روزه حماسه ای خلق کردند و برای دستیابی به حقوق خود ، از جان گذشته و در راه رسیدن به هدفهایی والا قدم برداشته اند . جوانانی که با نقش آفرینی خود به عنوان یکی از مهمترین عناصر اصلی این انقلاب ها ، خواستار حفظ ماهیت اسلامی کشورهایشان و قطع وابستگی خارجی هستند . همین امر موجب به ثمر رسیدن و استمرار این تحولات و جلوگیری از نفوذ و انحراف آن توسط عناصر استکبار جهانی بوده است .


ادامه نوشته

دین وسیاست ازنگاه امام خمینی:

   دین وسیاست ازنگاه امام خمینی                          

چکیده 

گونه هاوویژگی سیاست ازدیدگاه امام خمینی (ره) سه نوع است؟

1- سیاست شیطانی وآن سیاست کردن بادروغ وفریب وزور وچپاول است.

2- سیاست تک بعدی وآن درست سیاست کردن بین مردم برای بهبودرفاه جامعه.

3- سیاست الهی، سیاست کردن بین مردم وهدایت آنان درمصالح دین ودنیااست.

4- ویژه گی های سیاست امام خمینی (ره)

یکی ازمفاهیم محوری دراندیشه امام خمینی،رابطه دین وسیاست است؛به طورکه می توان سنگ بنای اساسی اندیشه سیاسی امام خمینی دراین موضوع جستجوی کرد.

ادامه نوشته

جامعه شناسی اسلامی

جامعه شناسی اسلامی

جامعه‌شناسی، مطالعه زندگی اجتماعی انسان، گروه‌ها و جوامع انسانی است.[1] اما تعریف دقیق جامعه‌شناسی اسلامی، که دکتر شریعتی برای اولین‌بار از این اصطلاح استفاده نمود، بسیار مشکل است. زیرا جامعه‌شناسی اسلامی بدا ن‌ گونه که جانبدارا نش آن را تعریف می‌کنند هنوز به بلوغ نرسیده است.[2] در واقع اسلامی شدن جامعه‌شناسی در مرحله قبل از وقوع آن است، یعنی هنوز به این موضوع ورود نشده است و این بحث در مرحله طرح مساله است.[3] در این صورت بررسی ریشه‌های شکل‌گیری این موضوع و تلقی‌های متعدد از آن جایگزین مناسبی برای تعریف است.

زمینه‌های تاریخی و فکری طرح جامعه‌شناسی اسلامی

1) در دنیای اسلام؛ نفوذ استعمار در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در سرزمین‌های اسلامی و برنامه‌های نوسازی متعاقب آن که دگرگونی‌هایی را به دنبال داشت، واکنش‌هایی را به همراه داشت که یکی از آن‌ها مبارزات اصلاح‌طلبانه و برخورد خردگرایانه با این پدیده بود. گروه معتقدان به این راهبرد، در حالی‌که به مقابله با نفوذ فکری غربی برخاسته بود، برای نوسازی زبان و اندیشه اسلامی تلاش‌های فراوانی می‌کرد. در میان آن‌ها کسانی همچون سید جمال‌الدین افغانی، مهدی بازرگان، علی شریعتی و آیت‌الله طالقانی در ایران و محمد عبده و رشید رضا در مصر، مالک‌بن‌نبی در الجزایر، بشارت علی، محمد اقبال و ابوالعلاء مودودی در پاکستان بودند. تلاش و فعالیت‌های پیگیر گروه اخیر زمینه‌ساز ظهور پدیده‌ای به‌نام جنبش اسلامی کردن شده است. در عالم روشنفکری حاکم بر این جوامع ظهور جنبش اسلامی کردن به تقویت و رشد بیشتر بحث‌های بومی کردن علوم اجتماعی انجامید.

پیش از انقلاب 1357، مباحث بومی کردن در میان اندیشمندان اجتماعی ایران خصلتی ناسیونالیستی و ضد غربی داشت. ا ما بعد از پیروزی انقلاب در ایران، با قرا ر گرفتن طبقه روحانیون در راس هرم قدرت سیاسی، زبان و مفاهیم مربوط به بومی کردن تغییر یافت، به شکلی که مفهوم بومی کردن به اسلامی کردن تبدیل شد.[4]

2) در ایران؛ اصطلاح جامعه‌شناسی اسلامی به طور خاص پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است و در دو دهه 1360 و 1370 این موضوع مطرح شده و تا زمان حاضر بین گروهی از صاحب‌نظران مسلمان در ایران مورد توجه قرار گرفته است. پیدایش و توسعه جامعه‌شناسی اسلامی تحت شرایط فکری و اجتماعی زیر بوده است:

الف) شرایط فکری:

1- بیان ایدئولوژیکی در علوم خصوصا در علم جامعه‌شناسی توسط مدا فعان ا ندیشه مارکسی و پوزیتیویستی، اولین ضرورت طرح جامعه‌شناسی اسلامی (به‌عنوان ایدئولوژی مستقل) در ایران بوده است.

2- طرح این پیش فرض (در دو دهه اخیر) در ایران که کلیه مظاهر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و کلیت نظام اجتماعی باید از فرهنگ اسلامی اخذ شود.

3- تفسیر متفاوت فلسفه اسلامی از انسان در برا بر دیدگاه اثباتی. انسان مطرح در فلسفه جدید، موجودی است که تحت شرایط اجتماعی شکل گرفته و سعی در انطباق با شرایط دارد در حالی‌که در فلسفه اسلامی صحبت از انسان ایده‌آل و یا انسان هدفدار به میان می‌آید.

4- وجود این تصور که دانش اجتماعی جدید ضد اسلامی بوده و باعث انحراف مردم می‌گردد.

5- طرح و بحث آشکار شهید مطهری و دکتر شریعتی درباره جامعه‌شناسی اسلامی.

6- اظهار نظر برخی روشنفکران اسلامی (که همگی جامعه‌شناس به‌معنای جدید نبودند)، همچون شهید مطهری، شریعتی، جلال آل‌احمد، مصباح یزدی و دکتر سروش در مورد مسایل اجتماعی.

ب) شرایط اجتماعی:

شرایط جدید اجتماعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی زمینه‌های نقادی اندیشه‌ها و نظریه‌های اجتماعی را فراهم کرد. شکل‌گیری جریان روشنفکری بومی و افول نظام‌های کمونیستی قبل از انقلاب، تعارضات اجتماعی در قالب گروه‌ها و احزاب و بازنگری ا ساسی در نظام دانشگاهی، ضرورت دستیابی به ا ندیشه اجتماعی نوینی را فرا هم ساخت. در این موقعیت بود که انقلاب فرهنگی شکل گرفت.[5]

تلقی‌های متعدد از جامعه‌شناسی اسلامی

جامعه‌شناسی اسلامی از بدو طرح آن در ایران مورد تفسیرها و برداشت‌های متعددی بوده است که از مخالفت تا موافقت را دربر می‌گیرد این تلقی‌ها عبارت‌اند از:

1) عدم علمی بودن جامعه‌شناسی اسلامی: از این حیث عده‌ای به غیرممکن بودن و عدم ارتباط علم و گرایش دینی اشاره می‌کنند و دسته دوم بر رابطه بین علم و مکتب تاکید دارد.

الف) دیدگاه اول: به نظر العطاس بحث در مورد اسلامی کردن علوم اجتماعی در واقع نوعی اشاعه گمراهی است. اولین خطا خود اصطلاح اسلامی کردن است که نمی‌توان آن را با علوم اجتماعی منطبق کرد، اغتشاش در اسلامی کردن علوم، آن علوم را از اصول خود جدا ساخته و جامعه اسلامی را ضعیف کرده است. شبستری معتقد است تاسیس جامعه‌شناسی اسلامی هدفی غیرعلمی و بی‌معناست. جامعه‌شناسی یک علم جدید است که خاستگاه‌های فلسفی و روش‌شناسی خود را دارد و اگر کوشش فکری دیگر، خاستگاه‌های فلسفی دیگر و روش دیگری به عمل آید، آن کوشش علم جامعه‌شناسی نخواهد بود.[6] از دید زیباکلام، اساسا چیزی به‌نام جامعه‌شناسی اسلامی، علوم سیاسی اسلامی، روابط بین‌الملل اسلامی و ... وجود ندارد. علم اگر علم باشد آزاد و مستقل از ایدئولوژی خواهد بود، در حالی که اسلام مجموعه‌ای از اعتقادات است.[7] به نظر غلام‌عباس توسلی که به امکان جامعه‌شناسی اسلامی تحت شرایطی اعتقاد دارد، جامعه‌شناسی اسلامی در معنای ایدئولوژیک‌اش نه هنوز وجود دارد و نه شکل گرفته و نه هنوز کسی می‌تواند محدوده آن را مشخص کند. شکل‌گیری جامعه‌شناسی اسلامی در چارچوب فرهنگ اسلامی و با توجه به ارزش‌های اسلامی، توسط جامعه‌شناسان مسلمان کاملا شدنی است و می‌شود طرحش کرد. از این حیث، یعنی به کارگیری جامعه‌شناسی در جامعه مسلمین، سازگار کردن جامعه‌شناس با درک جامعه‌شناسانه از جامعه اسلامی مطرح است و این با جامعه‌شناسی اسلامی تفاوت می‌کند. فرضا ما تاریخ اسلام داریم ولی نه تاریخ اسلامی. یعنی تاریخ هم علمی نیست که اسلامی و غیراسلامی داشته باشد. بنابراین عنوان جامعه‌شناسی ایران اسلامی یا جامعه‌شناسی با توجه به فرهنگ اسلامی و امثال آن مناسب‌تر ا ست از جامعه‌شناسی اسلامی.[8]

ب) دیدگاه دوم: ا ساس این نظریه بر تفکیک بین مکتب و علم است. به نظر آیت‌الله صدر وظیفه اسلام ورود به مباحث درونی علم اقتصاد، جامعه‌شناسی، نجوم و یا ریاضیات نیست. اقتصاد اسلامی با علم اقتصاد متفاوت است. اقتصاد اسلامی به‌معنای روش اقتصادی و مکتب است نه علم اقتصاد. روش علمی پیرامون آنچه هست واقع می‌شود، اما مکتب، روش شایسته‌ای را که باید باشد نشان می‌دهد.[9]

2) جامعه‌شناسی مسلمانان: این دیدگاه نه در پی نفی و نه در پی اثبات وجود جامعه‌شناسی اسلامی است، بلکه نوعی راه میانه ا ست. به نظر دکتر سروش علوم اسلامی یک صفت دارند و آن اینکه توسط مسلمانان به وجود آمده است. علوم اسلامی، علومی هستند که در دامن مسلمان‌های مسلط به معارف اسلامی و ملتزم به ارزش‌های اسلامی به عمل آمده است. ما به همان معنا که هندسه و فیزیک اسلامی نداریم، جامعه‌شناسی اسلامی هم نداریم. برای اسلامی کردن علوم، کیمیایی در بیرون وجود ندارد. این کیمیا، سرمایه درونی معنویت و اسلامیت دانشمندان مسلمان است، آن را به هر علمی بزنند اسلامی می‌شود همین و بس.[10] همان جامعه‌شناسی که در جوامع اسلامی تولید می‌شود، جامعه‌شناسی اسلامی است. آن جامعه‌شناسی که جامعه‌شناسان مسلمان ایران تولید می‌کنند، همان است که از جامعه‌شناسی اسلامی توقع می‌رود. آن جامعه‌شناسی که ما به‌عنوان مسلمان و ایرانی تولید می‌کنیم، جامعه‌شناسی اسلامی ایرانی است و آنچه غربی‌ها تولید می‌کنند هم غربی است و از آن نباید واهمه‌ای داشت. تفاوت در این است که چون بین پژوهشگر و موضوع مورد پژوهش بر اساس موقعیتی که موضوع مورد پژوهش و خود پژوهشگر در آن واقع است، نوعی رابطه بازتابی ایجاد می‌شود. بر این اساس پژوهشگر مسلمان و مسیحی ممکن است با یک روش یکسان در مورد موضوعی به نتایج متفاوتی برسند.[11] ما می‌توانیم بگوییم این یا آن دانشمند مسلمان، عالم دین و اسلام‌شناس در خصوص جامعه، طبقات، روابط و مناسبات اجتماعی و دیگر موضوعاتی که در جامعه‌شناسی مطرح است این‌گونه می‌اندیشد، همچنان که در غرب هم دیدگاه‌های متفاوتی پیرامون جامعه و جامعه‌شناسی وجود دارد، ا ما گفتن اینکه چیزی به‌نام جامعه‌شناسی اسلامی وجود دارد، به‌ صورت مجموعه فکری مشخص، منظم و منسجم، سخن بسیار ثقیل و غیر واقع‌بینانه‌ای است.[12]

3) فلسفه جامعه‌شناسی اسلامی: در این رویکرد توجه اصلی بر بنیان‌های فلسفی و معرفت‌شناسانه ممکن و لازم برای جامعه‌شناسی است که منبع آن‌ها اسلام است. شهید مطهری در کتاب تاریخ و جامعه با طرح سوالاتی از قبیل اینکه ماهیت جامعه چیست، جامعه اصل است یا فرد، آینده جامعه چیست و ... به طرح جهان‌بینی اسلامی خود پرداخته است. همچنین آثار آیت‌الله مصباح یزدی را نیز می‌توان در این راستا قلمداد کرد.[13]

4) جامعه‌بینی: جامعه‌شناسی اسلامی دکتر شریعتی به‌منزله نوع نگرش خاص مکتب اسلام به جامعه و مسایل آن است. در این نوع نگرش، شناخت وضعیت موجود، ضعف‌ها و قوت‌ها، تحولات، قوانین حاکم، تعارضات و درگیری‌ها، آینده جامعه و جامعه مطلوب مورد نظر است. از این‌رو جامعه‌شناسی اسلامی شریعتی به انسان‌شناسی اسلامی می‌انجامد.[14]

5) جامعه‌شناسی اسلامی به‌عنوان رویکرد جامعه‌شناختی جدید: عده‌ای مدعی شده‌اند همان‌طور که جامعه‌شناسی مارکسی، اثباتی، تفسیری و انواع دیگر جامعه‌شناسی داریم که بر اساس اصول موضوعه خاصی تعریف شده و به مسایل خاصی پرداخته‌اند، اسلام نیز می‌توا ند دارای چارچوب نظری جامعه‌شناختی باشد.[15]

در این تلقی دو دیدگاه وجود دارد. عده‌ای جامعه‌شناسی اسلامی را بر ا ساس مبادی و اصول موضوعه دانسته و عده‌ای به کارکردهای دین که همان کارکرد جامعه‌شناسی است اشاره کرده‌اند:

الف) دیدگاه اول: مکاتب مذهبی می‌توانند، مکتب علمی به حساب بیایند زیرا تمام مکاتب علمی دارای یک سلسله اصول بدیهی هستند. علوم طبیعی و علوم فرهنگی (انسانی) یکی نیست. طبیعت را خدا آفرید ا ما جامعه آفریده انسان‌ها است که ممکن است خوب یا بد ساخته شده باشد. هیچ مکتب و نظریه‌پرداز جامعه‌شناسی نیست که تصوری از جامعه مطلوب ترسیم نکرده باشد تا جامعه تحت بررسی خود را با آن بسنجد (مثلا دورکیم از جامعه نرمال بحث می‌کند و مارکس از جامعه سوسیالیستی و اسلام نیز از جامعه مطلوب و مورد نظر خود). بنابراین اگرچه فیزیک اسلامی نداریم اما جامعه‌شناسی اسلامی می‌توانیم داشته باشیم.[16]

ب) دیدگاه دوم: به اعتقاد گروهی، ازجمله آیت‌الله حایری شیرازی، علوم تجربی مجموعه‌ای از برداشت‌ها می‌باشد. جامعه‌شناسی علمی تجربی نیست و مجموعه‌ای از برداشت‌ها در مورد انسان است که منبع این برداشت‌ها به طور کامل در کتاب و سنت موجود است و صرفا باید آن را کشف نمود. کشف قوانین اجتماعی از متن وقایع خارج همانند کشف آنان از کتاب و سنت است.[17] گروهی دیگر از این طیف که زیرمجموعه فرهنگستان علوم اسلامی به ریاست مرحوم سید منیرالدین حسینی آل هاشمی بوده‌اند، اعتقاد داشته‌اند که هرگز یک جامعه‌شناسی برای جامعه اسلامی وجود نداشته است. آنچه به‌عنوان جامعه‌شناسی در جوامع اسلامی شناخته و عمل شده است، وسیله‌ای جعلی و ساخته شده توسط غرب برای استثمار فرهنگی مردم مسلمان می‌باشد. جوامع اسلامی باید یک جامعه‌شناسی جدید بر پایه درک اسلامی را، بسط و گسترش دهند.[18]

جمع‌بندی

با وجود اینکه بحث جامعه‌شناسی اسلامی، ا فزون بر حوزه و دانشگاه، از سوی روشنفکران جامعه نیز مورد توجه قرار گرفته است اما همچنان دچار اشکال است و به دلایل زیر به هدف‌های مورد نظر نرسیده است:

1- عدم پیوستگی بین متون ارائه شده 2- ناهمخوانی روحیه اعتقادی استادان با محتوای درسی 3- تفاوت برداشت بین استادان حوزه و دانشگاه در مورد جایگاه و محتوای جامعه‌شناسی و تفاوت در روش تدریس 4- سیاسی بودن محیط دانشگاهی.

در صورت ایجاد ارتباط بین کارهای ارایه شده در محیط دانشگاهی با حوزه و با دیگر روشنفکران و نیز طرح اندیشه‌های ارائه شده در مجامع بین‌المللی (به‌خصوص در کشورهای اسلامی)، رشد این گرایش با سرعت بیشتری صورت خواهد گرفت. از سویی، در برخی کشورهای اسلامی چون مصر، پاکستان، عربستان سعودی، یمن، اندونزی و مالزی عده‌ای از جامعه‌شناسان دست به کار مطالعه تفکر اجتماعی اسلامی زده و به طور مشخص تحت عنوان جامعه‌شناسی اسلامی به طرح نظریه‌های متفکران اسلامی و دیدگاه‌های اجتماعی در اسلام می‌پردازند که در صورت پیوستگی بین گرایش جامعه‌شناسی اسلامی در ایران و کشورهای اسلامی، زمینه مناسب‌تری برای رشد آن فراهم خواهد شد. جامعه‌شناسی اسلامی به دلیل داشتن مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌ها و مفاهیم می‌تواند مانند جامعه‌شناسی مسیحی یا جامعه‌شناسی مارکسی می‌تواند بخشی از این علم محسوب شود. بحث تمام نشده جامعه‌شناسی اسلامی از طرفی می‌تواند زمینه نقادی جامعه‌شناسی غربی را فراهم کرده و از طرف دیگر امکان دستیابی به جامعه‌شناسی بومی را به وجود آورد. اما جامعه‌شناسی اسلامی تاکنون بیشتر مجموعه‌ای از سوالات فلسفی و معرفت‌شناختی بوده است و برای تبدیل شدن به رویکرد قوی باید، در صورت لزوم به طرح پیش‌فرض‌ها، مفاهیم و نظریه‌ها بپردازد تا از این طریق دستیابی به روش‌های تحقیق مناسب با چهارچوب نظری و پیش‌فرض‌ها فراهم شده و انجام تحقیقات نظری و تجربی به دست آید.[19]



[1]. گیدنز، آنتونی؛ جامعه‌شناسی، حسن چاووشیان، تهران، 1386، نی، ص4.

[2]. مهدی، علی‌اکبر و لهسایی‌زاده، عبدالعلی؛ جامعه‌شناسی در ایران، نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، 1374، ص96.

[3]. کچوییان، حسین؛ بحثی در امکان جامعه‌شناسی دینی، فصلنامه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، پیش‌شماره اول، پاییز 1389، ص116.

[4]. مهدی، علی‌اکبر و لهسایی‌زاده، عبدالعلی؛ پیشین، ص96-94.

[5]. آزاد ارمکی، تقی؛ جامعه‌شناسی در ایران، تهران، کلمه، 1378، ص221.

[6]. همان، ص223.

[7]. زیبا کلام، صادق؛ جامعه‌شناسی به زبان ساده، تهران، روزنه، 1387، چاپ دوم، ص38.

[8]. توسلی، غلامعباس؛ آشنایی با پژوهشگران، مجله دانشگاه انقلاب، شماره 97، بهار 1372، ص77-57.

[9]. سروش، عبدالکریم؛ اوصاف پارسایان: شرح خطبه امام علی(ع) درباره متقین، تهران، موسسه فرهنگی صراط، 1371، ص77.

[10]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص226.

[11]. فکوهی، ناصر؛ بحثی در امکان جامعه‌شناسی دینی، فصلنامه مطالعات فرهنگی اجتماعی، پیش‌شماره دوم، زمستان 1389، ص127.

[12]. زیباکلام، صادق؛ همان، ص39.

[13]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص226.

[14]. همان، ص227.

[15]. همان، ص229.

[16]. تنهایی، ابوالحسن؛ بحثی در امکان جامعه‌شناسی دینی، فصلنامه مطالعات فرهنگی اجتماعی، پیش‌شماره دوم، زمستان 1389، ص129.

[17]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص231.

[18]. مهدی، علی‌اکبر و لهسایی‌زاده، عبدالعلی؛ پیشین، ص97.

[19]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص232.

 

مختصراززند گی نامه امام مسلم نیشاپوری

مختصراززند گی نامه امام مسلم نیشاپوری


ابوالحسین، مسلم بن حجاج بن مسلم القشیری النیشابوری، در سال ۲۰۲ یا ۲۰۴ هجری در نیشابور دیده به جهان گشود..

 

1.      زاد، دانش اندوزی و استادان:

ابوالحسین، مسلم بن حجاج بن مسلم القشیری النیشابوری، در سال ۲۰۲ یا ۲۰۴ هجری در نیشابور دیده به جهان گشود. مسلم از ابتدای جوانی تحصیلات خود را در رشته ی دانش حدیث در شهر نیشابور آغاز نمود و بعدها جهت تکمیل معلومات خود به بلاد و شهرهای اسلامی از جمله خراسان، حجاز، عراق، شام و مصر سفر کرد و از محدّثان و مشایخ وقت، همچون؛ اسحاق بن راهویه و یحیی بن یحیی - در خراسان-، محمد بن مهران و اباغسان در ری-، امام مشهور احمد حنبل و عبدالله بن مسلمه در عراق-، سعید بن منصور و ابا مصعب - در حجاز -، عمرو بن سواد - در مصر-، حدیث را فراگرفت و به شهرش برگشت.

 

2.    شهرت:

بیشترین شهرت مسلم به سبب آگاهی و تسلط وی در علم حدیث و تصنیف کتاب «الصحیح» است. وی بیشترین بهره را در علم حدیث از محضر بخاری برد و در کتاب «الصحیح» - که دومین کتاب حدیث صحیح از صحاح ششگانه اهل سنت به شمار می رود- تاثیر زیادی از بخاری پذیرفته است. ابو علی نیشابوری در این زمینه می گوید: مسلم در تالیف کتاب خود بیشترین بهره را از بخاری و صحیح او برده است. و دارقطنی در این باره گوید: اگر بخاری نبود مسلم نه در سلک محدثان وارد می شد و نه از آن خارج می گردید.

 

 

3.    آشنایی با بخاری:

آشنایی مسلم با بخاری از زمانی آغاز شد که بخاری به نیشابور آمد و مسلم از این فرصت استفاده کرده، ملازم و مصاحب او گردید. حتی زمانی که میان محمد بن یحیی ذهلی و بخاری بر سر موضوع مخلوق بودن الفاظ قرآن، اختلاف به وجود آمد و محمد بن یحیی ذهلی مردم را از دیدار بخاری به علت باور او به مخلوق بودن قرآن منع نمود و از آنان خواست تا کسی از بخاری حدیث ننماید مسلم به این منع و تحریم وی اعتنایی ننمود و به دیدار بخاری می شتافت. چون این خبر به محمد بن یحیی رسید در هنگام درس که مسلم در آن حضور داشت خطاب بدو گفت: هر کس قائل به مخلوق بودن الفاظ قرآن است جایز نیست که در مجلس ما حضور داشته باشد مسلم، عبایش را بر سر خود کشیده و در مقابل دیدگان عموم از مجلس بیرون رفت و تمام نوشته ها و یادداشت های خود را که از محمد بن یحیی جمع آوری کرده بود توسط فردی به خانه ی محمد بن یحیی فرستاد و از این جا بود که رابطه ی مسلم و استادش - محمد بن یحیی ذهلی - به خاطر حمایت از عقیده ی بخاری از هم گسسته گردید. با این که رابطه ی مسلم و محمد بن یحیی ذهلی رو به تیرگی و سردی نهاد ولی او نتوانست از آوردن روایات ذهلی در صحیح خویش خودداری ورزد. اما با وجود این، به اسم وی تصریح ننمود و تنها از او با عنوان محمد یاد کرده است. او در کتاب صوم، طب، جنائز، عتق و.... در حدود سی حدیث از محمد روایت نموده است.

 

4.     راویان:

گروه بسیاری نیز از مسلم روایت کرده اند که معروف ترین آن ها عبارتند از: تِرْمِذی، ابوحاتم رازی، احمد بن سلمه، موسی بن هارون، یحیی بن صاعد، محمد بن مخلد، ابوعوانه، یعقوب بن اسحاق اسفراینی، محمد بن عبدالوهاب فرّاء، علی بن الحسین، حسین بن محمد بن زیاد قبانی، ابراهیم بن محمد بن سفیان و...

5.     جایگاه علمی :

در مورد مکانت و بزرگی و زکاوت و علو مرتبه علمی مسلم، دانشمندان زمان با هم اتفاق نظر دارند. در این مورد حافظ ابو علی نیشابوری می گوید: در علم حدیث کتابی صحیح تر از کتاب امام مسلم وجود ندارد. محمد بن بشار به زمینه ی دیگری از مراتب مسلم اشاره نموده و می گوید: « حفّاظ الدنیا أربعةٌ: أبو زُرْعة، بالری، و مسلم، بنیسابور و عبدالله الدارمی، بسمرقند و محمد بن اسماعیل، ببخارا» (حفّاظ دنیا چهار تن هستند؛ بوزرعه در ری، مسلم در نیشابور، عبدالله دارمی در سمرقند، محمد بن اسماعیل در بخارا

6.     وفات:

امام مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری -رحمه الله علیه- در سال ۲۶۱ هـ .ق در حالی که بیش از ۵۵ سال عمر نداشت در زادگاهش -نیشابور- دار فانی را وداع گفت و در نصرآباد نیشابور در آغوش خاک آرام گرفت.

 

7.    آثار:

از مهم ترین آثار، مصنفات و تالیفات مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری، می توان به موارد زیر اشاره نمود

.1 الجامع الصحیح (که به نام های دیگری چون «الصحیح»، «صحیح مسلم»، «مسند مسلم» معروف است. الصحیح، در نزد اهل سنت از جای گاه خاص و ممتازی برخوردار است. از این کتاب پس از صحیح بخاری، به عنوان اولین و مهم ترین اثر حدیثی قابل اعتماد یاد می کنند). ۲. علل الحدیث. ۳. المنفردات و الوُحدان. ۴. کتاب «أوهام المحدّثین». ۵. طبقات التابعین. ۶. المسند الکبیر علی أسماء الرجال. ۷. الأسماء و الکُنی. ۸. مَن لیس له إلاّ راوٍ واحد. ۹. أولاد الصحابه. ۱۰. المُخَضْرَمین. ۱۱. التمییز. ۱۲. أفراد الشامیین. ۱۳. تسمیة شیوخ مالک و سفیان و شعبة. ۱۴. مشایخ الثوری. ۱۵. الجامع الکبیر علی الأبواب. ۱۶. الأقران. ۱۷. التاریخ. و

 

معرفی کتاب الصحیح مسلم:

الجامع الصحیح یا صحیح مسلم، مهم ترین اثر مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری است. صحیح مسلم پس از صحیح بخاری -که هر دو در زمره ی صحاح شش گانه ی اهل سنت قرار می گیرند؛ صحاح سته: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابوداود، سنن ترمذی، سنن نسائی، سنن ابن ماجه- دومین جایگاه را در میان مجموعه های حدیث اهل سنت دارد و حتی بعضی، صحیح مسلم را به جهت پاره ای امتیازات بر صحیح بخاری ترجیح داده اند. به نحوی که شیخ ابو عمرو بن صلاح از عالمان اسلامی- می گوید: تمام احادیثی که امام مسلم در کتابش حکم به صحیح بودن آن کرده است، صد در صد صحیح می باشد و ذاتاً علم نظری به صحیح بودنش برای انسان ها حاصل می شود.

این کتاب، که شامل دوزاده هزار حدیث گردآوری شده و بررسی شده توسط مسلم است، در مدت پانزده سال تصنیف شده است و بسیاری از حدیث شناسان آن را شرح کرده اند.

مسلم، احادیث را به سه قسمت تقسیم نموده است. قسم اول: احادیثی که افراد حافظ و ثقه، روایت کرده اند که این افراد هیچ گونه مشکلی - نه در حفظ و نه در اتقان- ندارند. قسم دوم: احادیثی که راوی آن، افراد متوسط هستند در حفظ و در اتقان. قسم سوم: احادیثی که افراد ضعیف و متروک آن را روایت کرده اند.

بدین صورت؛ وقتی مسلم، حدیثی را ذکر می نماید، برای تقویت آن، احادیث گروه دوم را نیز بعد از ذکر احادیث گروه اول، می آورد ولی از احادیث گروه سوم استفاده نمی کند. وی برای هر حدیث، یک جا که شایسته ی آن باشد، ذکر کرده و به دنبال آن احادیث دیگری را با شیوه های دیگر و سندهای متعدد نیز می آورد تا حدیث مذکور را تقویت کند و اطمینان برای طالب به صحیح بودنش حاصل شود.

مسلم، برای هر اصلی از اصول دین یک کتاب تعیین کرده که این کتاب ها، شامل موضوعات اصلی دین اند، از قبیل؛ طهارت و ایمان، که هر کدام از این کتاب ها را نیز به چندین باب تقسیم نموده است. برای مثال: کتاب ایمان باب بیان تحریم ایذاء الجار

نکاتی که وی در صحیح مسلم به آن توجه کرده است را به شرح زیر می توان برشمرد:

بین حدثنا و اخبرنا فرق وجود دارد. «حدثنا» برای کسی اطلاق می شود که مخصوصاً از لفظ شیخ شنیده باشد، ولی «اخبرنا» برای کسی اطلاق می شود که بر شیخ خوانده شده باشد.

اگر در حرفی از متن حدیث یا صفت راوی یا نسب آن اختلافی باشد، ذکر می گردد.

8.    رموزات صحیح مسلم:

 

مسلم به جای بیان کردن لفظ حدثنا از حرف «ثنا»، به اختصار، استفاده می نماید و به جای اخبرنا از حرف «نا» استفاده می کند. برای انتقال سندی به سند دیگر از حرف «ح»، استفاده می نماید که این حرف «ح» از کلمه تحول گرفته شده، یعنی به خاطر برگرداندن سندی به سند دیگر که ازمعنای لغوی آن استفاده کرده است.

 

منابع :


«
صحاح سته- صحیح مسلم»، وب گاه تبیان. (تاریخ مشاهده: ۰۶/۰۳/۱۳۸۸
«
مسلم و صحیح او»، پایگاه اینترنتی دانشجویان حدیث؛ نقل از: در آمدی بر تاریخ تدوین حدیث و جوامع حدیثی، نوشته دکتر بمانعلی دهقان منگابادی،)۱۳۸۳. (تاریخ مشاهده: ۰۶/۰۳/۱۳۸۸
صادقی، فرزاد، «مختصر زندگینامه امام مسلم»، وب گاه تابش؛ نقل از مقدمه ی «صحیح مسلم»، به شرح امام نبوی، ج ۱، دار احیاء التراث عربی. (تاریخ مشاهده: ۰۶/۰۳/۱۳۸۸
«
صحیح مسلم»، ویکی پدیا. (تاریخ مشاهده: ۰۶/۰۳/۱۳۸۸
«
ابوحسین قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج بن مسلم»، وب گاه آفتاب. (تاریخ مشاهده: ۰۶/۰۳/۱۳۸۸) مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری
ققنوس شرق (فرزند نیشابور(
مقالات ارسالی به آفتاب

فواید خرما از دیدگاه اسلام وپزشکی

فواید خرما از دیدگاه اسلام وپزشکی


قال النبي صلى الله عليه وسلم: (من اصطبح بسبع تمرات عجوة لم يضره ذلك اليوم سم ولا سحر) رسول اكرم صلى الله عليه وسلم فرمودند كه: کسیکه هر صبح هفت دانه خرما بخورد و یا هفت دانهء خرمای خوب، همان روز از تسمم در امان است و سحر بر وی اثر نمیکند در حدیث دیگری آمده است: خانه ای که در آن خرما نیست اهل آن گرسنه است.
 
ثابت است که حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) خرما را با مسکه، با نان و گاهی هم به تنهای صرف میکردند
. اینها هم فواید خرما است که علمی امروزی آنرا ثابت نموده است:
1
ـ پایان نگاهداشتن کلوسترول خون و وقایه از گرفتگی رگها. چون خرما حاوی پاکتیین می باشد
. -از مبتلا شدن به سرطان رودهء بزرگ جلوگیری میکند، از بواسیر بدن را وقایه میکند، مراحل بارداری و ولادت برای زنان آسان میسازد. چون خرما دارای الیاف بسیار مفید و قند برای سرعت هضم می باشد.
3
ـ از کرم خوردگی دندانها جلوگیری میکند. چون دارای مواد فلور است
.
4
ـ مانع تسمم میگردد. چون سودیوم، پوتاسیوم و ویتامین های بسیار مفید دارد
.
5
ـ از نا توانی و قلت خون «أنیمیا» جلوگیری میکند. چون دارای آهن، جس و ویتامین ب 2 است
.
6
ـ از نرمی و شگستگی استخوان جلوگیری میکند. چون دارای کلسیوم، فوسفور و ویتامین أ است
.
7
ـ برای اشتهاء مفید است و از ضعف ترکیز ذهنی جلوگیری میکند. چون دارای پوتاسیوم است
.
8
ـ از ضعف عمومی بدن و خفقان قلب انسان را نگه میدارد. چون دارای مگنیسوم و جس است
.
9
ـ برای علاج روماتیزم بهترین دواست. چون دارای پورون است
.
10
ـ برای مقابله با سرطان بسیار ضروری می باشد. از جهت آنکه سنیوم دارد. دیده شده است که در مناطق صحرایی که خوراک مردم آن خرما است اصلا مرض سرطان وجود ندارد
.
11
ـ برای ضعف جنسی ضروریست. چون دارای پورون و ویتامین أ است
.
12
ـ از خشکی جلد، خشکی و سیاهی چشمان و مرض عشایی شبانه جلوگیری میکند
.
14
ـ برای جهاز هاضمه و اعصاب مفید است. چون دارای ویتامین أ، إن بی إس، است
.
15
ـ از زخم معده و التهاب جلوگیری میکند
.
16
ـ مانع مرض لثه میگردد و عضلات را تقویت میکند. چون دارای ویتامین جی است
.
17
ـ خرما بهترین خوراکی است که باید برای اطفال داده ش